محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

640

خلاصة الحكمة ( فارسى )

و آن كه بول را چه وقت بايد گرفت كه معتبر است ؟ و آن كه ظرفى كه در آن بول را مىگيرند كه قاروره نامند بايد به چه هيأت باشد ؟ و آن كه قاروره را به چه وجه نگاه دارند و به چه نحو در آن نظر نمايند ؟ و آن‌كه اشياء مغيرهء بول را نيز بايد كه ملاحظه نمايند . « 1 » و آن‌كه بول انسان تميز نمايند و بيان مميزات آن و آنكه بول ، بيشتر دليل و نشان بر كدام عضو است و خبر از چه مىدهد ؟ و آن‌كه بر بول صبيان چندان اعتماد نيست . و از بول چه فايده بايد اخذ نمود ؟ و آن كه هرگاه احتياج به بول شود اهمال « 2 » در آن نبايد نمود . در ضمن نه مبحث : مبحث اوّل : در بيان تعريف تفسره : بدان كه تفسره به فتح تاء مثناهء فوقانيه و سكون فاء و كسر سين و فتح راء مهملتين ، بول را نامند به جهت آنكه مفسر احوال بدن است بر طبيب ، و دليل نيز نامند به جهت آنكه نماينده احوال مريض است به طبيب كه طريق معالجه را به چه نحو رفتار نمايد . و مجازاً قاروره « 3 » نيز نامند از قبيل تسميه حال به اسم محل و بالفعل مشهور بدين است زيرا كه در اصل قاروره شيشه را نامند كه در آن بول را بگيرند به طبيب بنمايند . و بدان كه بول فضله‌اى است از فضلات هضم ثانى و ثالث و رابع كبدى و عروقى ، خارج از احليل و دليل بر احوال غذا و آلات غذاست بالذات و دليل بر اعضاء ديگر به واسطه آن‌ها . و در آن بول دو جزء است : يكى مائيت مكتسبهء مشروبه و ديگر ثفل كه تميز يافته و جدا گشته از غذا خواه طافى و بالا و خواه معلق در وسط و خواه راسب در زير باشد . و

--> ( 1 ) . الف : ( و آن كه اشياه مغيره بول را بايد كه ملاحظه نمايند ) حذف شده . ( 2 ) . ب : اسهال . ( 3 ) . ب : آن را قاروره .